مدتها بود قصد رفتن به سرور بلاگر داشتم. بالاخره عملی شد!
مرا از اینجا دنبال کنید...
متشکرم
...
امضا : نقطه نویس ۱۸ ساله
مدتها بود قصد رفتن به سرور بلاگر داشتم. بالاخره عملی شد!
مرا از اینجا دنبال کنید...
متشکرم
...
امضا : نقطه نویس ۱۸ ساله
پشت پرچین خدا
زیر این سقف کبود
لا به لای علف باغ دلت
یک نفر میخندد
آدمک، پشت به دیوار غمت میرقصد
...
نوشتنم نمیآمد. همینجوری به ذهنم رسید! 
...
امضا : نقطه نویس 18 ساله
میخواست خودکشی کند
تیغ را برداشت،
رگ غیرتش را زد ...
...
امضا : نقطه نویس 18 ساله
باز هم یک فنجان
قهوهی تلخ بنوش
شاید این بار تفاُل به از آن
هر چه که آمد، باشد
من هنوزم به کلَکهای خیال دل رمال، امیدی دارم!
...
امضا : نقطه نویس 18 ساله
برای خلق دوتا میشویم ولی برای خالق ...
گاهی چقدر احمق میشویم ما آدمها !
...
امضا : نقطه نویس 18 ساله
گاهی مسیر دستیابی به هدف، شیرین تر از خود هدف است.
( به یاد کنکور ۸۷ )
...
امضا : نقطه نویس 18 ساله
من خالق زندگی خودم هستم .
دیر فهمیدم،
ولی بالاخره فهمیدم! 
...
امضا : نقطه نویس ۱۸ ساله