سه شنبه 29 مرداد ماه سال 1387
۴۶

مدت‌ها بود قصد رفتن به سرور بلاگر داشتم. بالاخره عملی شد!

مرا از اینجا دنبال کنید...

noghtenevis.blogspot.com

متشکرم

...

امضا : نقطه نویس ۱۸ ساله

جمعه 25 مرداد ماه سال 1387
۴۵

پشت پرچین خدا

زیر این سقف کبود

لا به لای علف باغ دلت

یک نفر می‌خندد

آدمک، پشت به دیوار غمت می‌رقصد

...

نوشتنم نمی‌آمد. همین‌جوری به ذهنم رسید!

...

امضا : نقطه نویس 18 ساله

جمعه 18 مرداد ماه سال 1387
۴۴

می‌خواست خودکشی کند

تیغ را برداشت،

رگ غیرتش را زد ...

...

امضا : نقطه نویس 18 ساله

پنجشنبه 17 مرداد ماه سال 1387
۴۳

باز هم یک فنجان

قهوه‌ی تلخ بنوش

شاید این بار تفاُل به از آن

هر چه که آمد، باشد

من هنوزم به کلَک‌های خیال دل رمال، امیدی دارم!

...

امضا : نقطه نویس 18 ساله

سه شنبه 15 مرداد ماه سال 1387
۴۲

برای خلق دوتا می‌شویم ولی برای خالق ...

گاهی چقدر احمق می‌شویم ما آدم‌ها !

...

امضا : نقطه نویس 18 ساله

شنبه 12 مرداد ماه سال 1387
۴۱

گاهی مسیر دستیابی به هدف، شیرین تر از خود هدف است.

( به یاد کنکور ۸۷  )

...

امضا : نقطه نویس 18 ساله

پنجشنبه 10 مرداد ماه سال 1387
۴۰

من خالق زندگی خودم هستم .

دیر فهمیدم،

ولی بالاخره فهمیدم!  

...

امضا : نقطه نویس ۱۸ ساله

چهارشنبه 2 مرداد ماه سال 1387
٣٩
هوا با آدم چه کرد و با آدم ها چه ها نمی کند !
...
امضا : نقطه نویس ١٨ ساله
سه شنبه 25 تیر ماه سال 1387
٣٨
انسان تنها چیزی است که یک رنگش زیباست !
گفتم انسان ...
راستی چند تا انسان در دنیا وجود دارد ؟!
...
امضا : نقطه نویس ١٨ ساله